در جستجوی معنا از میان واژهها محمدفاضل شوکتی، دانشآموخته علم مدیریت، شیفتهی تحلیل مسائل مدیریتی، اجتماعی و اقتصادی ایران و جهان، و مدرس دروس مدیریت است. اما در پس این عنوانها، روحی جستجوگر نهفته است که در پی یافتن معنای نوشتن و رسالت قلم، گام برمیدارد.
او معتقد است که زمانه برای هرکس، فراخور داشتهها و نداشتههایش، رنگ و بویی خاص دارد؛ اما نوشتن، برای او همواره معمایی بوده است. معمایی از جنس چرایی و چگونگی. او مینویسد چون نمیداند آنچنان که باید، و نمیاندیشد آنچنان که شاید!
با این حال، نوشتن برای محمدفاضل، عشق است. بیان حرفهای دل، با یاری قلم و گوش سپردن کاغذ. او نوشتن را عادتی از جنس دل میداند، جایی که واژهها خودجوش و بیاختیار، از درون سرچشمه میگیرند. مسیر نوشتن او، از یک وبلاگ در پرشین بلاگ آغاز شد، با هدفی پنهانی، اما آزادانه. سپس، به فضای رسمیتر فیسبوک و در نهایت، به جایگاهی که اکنون در آن حضور دارد، رسید.
او میگوید که با گذشت زمان، دلایل نوشتن برایش تغییر کرده است. اگر در ابتدا، روزنوشتها، خاطرات و گاهی نیز از سر تفنن مینوشته، به مرور، رویکردی ذهنگرایانهتر پیدا کرده است. انسان، خود و تفکراتش را در گذر زمان میبیند، و نوشتن برای محمدفاضل، به تکلیفی ضروری تبدیل شده است.
به بیان ساده، نوشتن برای او جذاب، دوستداشتنی و پرخاصیت است؛ همچون یک چای بسیار گرم و تلخ در یک روز سرد زمستانی. نوشتههایش برایش ارزشمندند، مانند گل برای باغبان یا فرزند برای والدین.
او مینویسد چون قلبش مملو از حرفهایی است که نمیتواند به زبان بیاورد، چون تلخی لحنش مانع از جاری شدن زیبایی کلمات میشود، چون نوشتن را دوست دارد و میداند که نوشتن نیز او را دوست دارد. او مینویسد چون میترسد فراموش شود، چون نوشتن او را با خودش روبهرو میکند، چون نیاز دارد با یک نفر حرف بزند و نوشتن به او احساس همصحبتی میدهد. او مینویسد چون داستانی برای گفتن دارد و چون باید بنویسد. پس او باید بنویسد، بنویسد و بنویسد.